احمد مجد الاسلام كرمانى
429
سفرنامه كلات ( فارسى )
برد ، چائى بسيار خوبى هم حاضر كرده بود چند عدد هندوانه و خربزه هم حاضر كرده بود ، راستى فراموش كردم كه در كلات هندوانه و خربزه يافت نميشود بلكه هيچ قسم ميوه ندارد ، فقط در باغ حكومتى چندين درخت زردآلو هست و در باغ « ملك توش خان » مقدارى انگور لاغر ، بلى انگور از دهات قربيه بكلات ميآورند و ميفروشند و خربوزه و هندوانه هم در خود كلات آبكارى و ديمزار زراعت مىشود ولى هنوز موقع رسيدن آنها نرسيده و اصلا چيزهاى خوبى نيست و در دو شاخ كه فعلا متعلق بروسيه است خربزه و هندوانه بسيار خوب ديمى زراعت مىشود و آنقدر خوب است كه با شهد و پرآب است لذا به طرف مرو و عشقآباد حمل مينمايند بلكه تا بخارا هم مىبرند و در اين مدت كه ما در كلات بوديم فقط دو سه مرتبه از آن خربزه و هندوانه خورده بوديم يكى وقتى كه بازديد محراب بيك قلعهبيگى كلات رفتيم و ديگرى در موقعى كه از يكى از كدخدايان « نقطه » كه براى عمل بعشقآباد ميرفت خواهش كرديم و در مراجعت چند دانه همراه خود بياورد و من نديدهام ولى بتواتر ميگويند هندوانه « دوشاخ » آنقدر بزرگ مىشود كه دو عدد از آن را بار يك الاغ مينمايند و از لطافت و شيرينى سرآمد تمام هندوانههاى ايران است ، اما امروز هم در منزل رفيق مجهول از خربزه و هندوانه « دوشاخ » ديدم و جهت تحصيل آنها را پرسيدم ؟ جواب داد : يك قاطر كرايه كردهام به دوازده قران و يك تومان هم پول دادم و فرستادهام ( بدوشاخ ) و يك بار برايم آوردهاند بارى قبل از آنكه صاحبخانه چائى ( چاى ) بريزد يا سيگار تعارف كند آن دو ورقه تلگراف را نزد او انداختم و گفتم اينها شاهد عرايض من است كه قبل از ظهر در كنار رودخانه بشما عرض ميكردم او هم برداشته مطالعه كرد و ديوانه شد و از تغيير حالت او فهميدم كه بيچاره خيلى عاشق آزادى و طالب ترقى است دو سه مرتبه با نهايت استعجاب آن دو صورت را مطالعه نمود و خيلى اظهار وجد و بشاشت كرد بحديكه معلوم بود از حالت طبيعى خارج شده يكوقتى ملتفت